چقدر با راه و روش ائمه اطهار آشنا هستیم

جانم و مال و وجودم فدای حضرت حجت(عج) باد.

از امروز ...
۴۰ روز مانده به محرم...

✨آیت الله بهجت ره:
چهل روزکه ماند تامحرم چله ی گناه نکردن بگیریدوچله ی زیارت عاشورا 

اهل دل بدانند
ازشنبه21مرداد
چهل روزمانده تامحرم

[ شنبه بیست و یکم مرداد 1396 ] [ 12:31 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

زیارت؛ عشق و محبت اهل ایمان را نسبت به پیامبر و خاندان ایشان(علیهم‌السلام) را بازگو می‌کند. این عشق است که اویس قرنی را از یمن به پابوس پیامبر آورده یا شیعیان را برای دیدار با ائمه از بلخ و بخارا راهی سفر کرده است. اما ما که از عصر حیات آن پیشوایان راستین دور شدیم؛ نباید غبطه بخوریم. زیرا در همسایگی امام رضا(علیه‌السلام) نفس می‌کشیم و به سادگی و با کمترین تکلّف می‌توانیم خود را به مشهد برسانیم. زیارتی که البته پاداش‌های بزرگی نیز برای آن ذکر شده و ما به برخی از آنها می‌پردازیم.

حرم، حرم امام رضا، زیارت امام رضا

گرفتن حاجات و بخشش گناهان

ما بارها به قصد برآورده شدن حاجات یا به امید بخشش گناهان راهی مشهد شده‌ایم. زیارتی که نه تنها گره‌های دنیوی ما را رفع می‌کند؛ بلکه تیرگی و سنگینی گناه را از دوش ما بر می‌دارد و آخرت ما را نیز آباد می‌سازد. این راهکار برگرفته از سفارش پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که در حدیثی فرمودند: «سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّی بِخُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مَكْرُوبٌ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَرْبَهُ وَ لَا مُذْنِبٌ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَه‏؛ پاره‌ای از تن من در خراسان دفن خواهد شد که هیچ گرفتاری نیست مگر آنکه با زیارت او خداوند مشکلش را حل کرده و هیچ گناهکاری نیست مگر آنکه خدا گناهش را می‌بخشد.» (من لا یحضره الفقیه، ج2، ص583) پس گرفتن حاجات پشت پنجره فولاد و احساس پاکی در صحن و سرای رضوی نباید عجیب باشد. این همان وعده رسول خداست که ما به آن رسیدیم.

زیارتی برابر با زیارت پیامبر و برتر از هزار حج

حج تنها یک بار، آن هم در صورت توانایی مالی بر افراد واجب می‌شود حکمی الهی که هیچ عمل خیر و نیکوی دیگر نمی‌تواند جایگزین آن باشد؛ ولی چه بسا فرد بخواهد بیشتر به پاداش الهی برسد و هوس این سفر پر خرج به سرش بزند. چه بسا فردی بخواهد به فیض زیارت پیامبر برسد و از آن پاداش محروم نماند؛ اینجاست که چنین فردی می‌تواند پاداشی بالاتر از حج و برابر با زیارت پیامبر را به خود اختصاص دهد. همچنانکه امام رضا(علیه‌السلام) پس از ذکر اخبار غیبی از نحوه شهادت و محل دفنشان فرمودند: «مَنْ زَارَنِی فِی تِلْكَ الْبُقْعَةِ كَانَ كَمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ وَ كَتَبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ ثَوَابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ كُنْتُ أَنَا وَ آبَائِی شُفَعَاءَهُ یَوْمَ الْقِیَامَة؛ هر کس مرا در این بقعه زیارت کند مانند کسی است که رسول خدا را زیارت کرده و خداوند پاداش هزار حج صحیح و هزار عمره مقبوله به او می‌دهد و من و پدرانم شفیعان او در روز قیامت هستیم.» (همان، ص585)

همگام با مسلمانان صدر اسلام

همچنانکه در پاداش حج و عمره، دوری مکانی نمی‌تواند مانع اجر و پاداش محبان امام رضا(علیه‌السلام) شود؛ 1400 سال فاصله نیز نمی‌تواند ما را از پاداش مسلمانان صدر اسلام دور نگه دارد. چرا که امام محمد باقر(علیه‌السلام) در حدیثی فرمودند: «یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ مُوسَى اسْمُهُ اسْمُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَیُدْفَنُ فِی أَرْضِ طُوسَ وَ هِیَ مِنْ خُرَاسَانَ یُقْتَلُ فِیهَا بِالسَّمِّ فَیُدْفَنُ فِیهَا غَرِیباً فَمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَاتَل‏؛ فرزندی از فرزندان موسی که اسمش هم‌نام امیرالمؤمنین است؛ در زمین طوس که بخشی از خراسان است؛ دفن می‌شود. او غریب است و به وسیله سم کشته شده و هر کس که او را با معرفت زیارت کند از طرف خداوند مشمول پاداش مجاهدان صدر اسلام قبل فتح مکه می‌شود.» (من لا یحضره الفقیه،2،ص583) در حدیث دیگری نیز امام صادق(علیه‌السلام) مشابه این حدیث فرموده و بیان داشتند که زائران حضرت رضا به پاداش هفتاد شهید از شهدای صدر اسلام و زمان پیامبر نائل می‌آیند.(همان، ص584)

خلاصی از سه مکان هولناک

در زندگی پس از مرگ شکی نیست. در حساب و کتاب الهی نیز تردیدی وجود ندارد و صد البته در اینکه ما دستمان خالیست و قرارگاه‌های هولناکی در برزخ و قیامت به دنبال داریم نیز هیچ شکی وجود ندارد. برای آن لحظات سخت باید اندیشید. امام رضا(علیه‌السلام) برای آن مواقع بهترین یاور است. خودش نیز وعده داده که به فریاد ما برسد. حضرت فرمودند: «مَنْ زَارَنِی عَلَى بُعْدِ دَارِی أَتَیْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی ثَلَاثَةِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَایَرَتِ الْكُتُبُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمِیزَان‏؛ هر کس مرا که از منزل و کاشانه به دور افتادم زیارت کند؛ در روز قیامت در سه جایگاه به سراغش می‌روم تا او را از ترس و سختی آن مکان‌ها خلاص کنم؛ هنگام دادن نامه اعمال به دست راست و چپ و در عبور از صراط و نزد حسابرسی و میزان.»(همان، ص584)

برتر از زیارت حسینی

زیارت اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) پاداش بسیار زیادی دارد. اما زیارت امام رضا(علیه‌السلام) از آن نیز با فضیلت‌تر است. فردی خدمت امام جواد(علیه‌السلام) رسید و پرسید: فدایت شوم؛ زیارت حضرت رضا پر فضیلت‌‌تر است یا زیارت اباعبدالله الحسین؟ حضرت نیز می‌فرمایند: «زِیَارَةُ أَبِی أَفْضَلُ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَزُورُهُ كُلُّ النَّاسِ وَ أَبِی ع لَا یَزُورُهُ إِلَّا الْخَوَاصُّ مِنَ الشِّیعَةِ؛ زیارت پدرم پرفضیلت‌تر است. زیرا همه مردم امام حسین را زیارت می‌کنند و پدرم را تنها خواص شیعه زیارت می‌کنند.»(همان، ص582)

آری همه مسلمانان به زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌روند. ایشان نوه پیامبر است و تمام مسلمانان به او احترام می‌گذارند. اما درباره امام رضا(علیه‌السلام) مسئله فرق دارد. تنها افرادی به زیارت این امام همام می‌روند که دوازده امامی باشند. زیرا پس از قبول امامت امام هشتم دیگر شاخه‌ای انحرافی به وجود نیامد و هر کس که امامت امام رضا(علیه السلام) را قبول داشته باشد شیعه‌ای با عقیده‌ای صحیح و کامل به حساب می‌رود.

نکته پایانی

زائر امام رضا(علیه‌السلام) باید قدر این پاداش‌ها را بداند و از آنها برای شکوفایی معنویت و معرفت در زندگی خود استفاده کند. در چنین شرایطی دنیا و آخرت ما آباد و بهشتی می‌شود.

[ پنج شنبه دوازدهم مرداد 1396 ] [ 8:57 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

یا ضامن آهو

دل کرده هوای حرمت ضامن آهو
آن بارگه محترمت ضامن آهو

دل تنگ شدم بهر زیارت، طلبی کن
من را تو زروی کرمت ضامن آهو

هرشب شده رویای من آن گنبد زرین
آن مرقد همچون ارمت ضامن آهو

محتاج ضمانت بود آهوی دل من
این دل شده بیمار غمت ضامن آهو

پابوس تو آید هر آنکو که مریض است
ای آنکه چو عیساست دمت، ضامن آهو

فخر است که در جرگه خدام تو باشم
بنویس مرا با قلمت ضامن آهو

امید من اینست که در لحظه مرگم
بردیده گذاری قدمت ضامن آهو


شعر:اسماعیل تقوایی

[ پنج شنبه دوازدهم مرداد 1396 ] [ 8:44 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

1- قرآن، منبع اصلی همه معارف وقوانین اسلامی است ودر حقیقت،به منزله قانون اساسی همه قوانین اسلامی است. همان گونه که در قانون اساسی هرکشور ، اصول واهداف ومسۆولیت های ارگان ها ونهادها به صورت کلّی وبدون شرح وتوضیح کامل ثبت شده وشرح وتبیین آن به عهده قانون های عادی است، درقرآن نیزبرخی ازمعارف اسلامی به صورت کلّی ومجمل بیان شده وتقسیر وتوضیح آن برعهده پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نهاده شده است . در مورد مهدویت نیز چنین است.

ریشه اصلی این تفکّر، قرآن است که درچند آیه، نابودی ستم راپیش بینی کرده و پیروزی پارسایان، صالحان ومستضعفان رانوید داده وفرجام کار را از آن پرهیزکاران دانسته و بشارت داده که در پایان جهان، نیکوکاران حاکم خواهند شد. در تفسیر این آیات، روایات فراوانی از پیامبر وائمّه-علیهم السلام– نقل شده است که بنا بر آنها ،حکومت امام مهدی (علیه السلام) درآخرالزمان همان حکومت مستضعفان وصالحان است که درقرآن، بشارت به آن داده شده است.

خداوند درسیصد وشصت وپنج آیه که در هشتاد سوره آمده است، به صورت کلّی درباره مهدویت سخن گفته است . بیش از پانصد روایت از پیامبر وائمه-علیهم السلام – در تفسیر این آیات (نگارنده تمام این روایات رادر«معجم احادیث الامام المهدی »، ج 5 باهمکاری گروهی ازنویسندگان گردآورده است.) نقل شده است. از باب نمونه، به چند آیه وروایت بسنده می کنیم:

الف)« وَنُرِیدُأَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةَ وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثِینَ»؛ مامی خواهیم برمستضعفان زمین منت نهیم وآنان راپیشوایان ووارثان روی زمین قرار دهیم. (سوره قصص ، آیه 5)

سلمان فارسی رحمه الله گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «خداوند هیچ پیامبر ورسولی رانفرستاد، مگر آنکه برای اودوازده نقیب قرار داد. پس نام یازده امام راشمرد وفرمود: سپس فرزندش ، محمد بن الحسن المهدی _عجل الله فرجه الشریف – است که به امر پروردگار قیام می کند». (دلائل الامامه، ص 237)

ب)« وَلَقَدکَتَبنافِی الزَّبورِ مِن بَعدِالذِّکرِأَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادَی الصّالحونَ»؛ درزبور بعد از ذکر(تورات) نوشتیم : بندگان شایسته ام وارث حکومت زمین خواهند شد.

درتفسیر این آیه ، محمّد بن عبدالله بن حسن از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «مراد از آیه ، قائم آل محمّد (علیه السلام) ویارانش می باشند». (معجم الإمام المهدی علیه السلام ، ج 5 ، ص 262)

ج) أمَّن یُجیبُ المُضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفاءالارض» (سوره نمل، آیه 62) و یاکسی که دعای مضطرّوگرفتار رااجابت می کند هنگامی که اورامی خواند ، وبلاوسختی رابرطرف می سازد وشماراخلفای زمین قرارمی دهد... .

امام باقر (علیه السلام) درتفسیر این آیه ، ضمن حدیث مفصّلی، سخنرانی امام عصر-ارواحناله الفداء- رادرموقع ظهوردرمکّه بیان می فرماید: «اوّلین کسی که با او بیعت می کند، جبرئیل است و سپس بیش ازسیصد نفر با او بیعت خواهند نمود». (تفسیر عیّاشی ، ج 2 ، ص 56)

2- این پرسش اختصاص به مهدویت ندارد بلکه درباره خصوصیات و جزئیات بیشتر احکام اسلامی همانند نماز ،روزه و زکات نیزمطرح است،چون درهیچ جای قرآن از شماره رکعات نمازهای پنج گانه یا شرایط وجوب زکات، سخن به میان نیامده است.

خداوند درسیصد وشصت وپنج آیه که در هشتاد سوره آمده است ، به صورت کلّی درباره مهدویت سخن گفته است . بیش از پانصد روایت از پیامبر وائمه-علیهم السلام – در تفسیر این آیات (نگارنده تمام این روایات رادر«معجم احادیث الامام المهدی »، ج 5 باهمکاری گروهی ازنویسندگان گردآورده است.) نقل شده است

[ شنبه سی و یکم تیر 1396 ] [ 10:29 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

 

شهادت امام صادق علیه السلام,شهادت امام صادق

خونین دلی که با تو ستمگر به سر بَرَد
سر می برد، ولیک به خونِ جگر برد

آن جا که هیچ لب به حمایت نگشت باز
مظلوم،  داوری  به  برِ  دادگر  برد

بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک
این گونه ارث مادر خود را پسر برد

مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب
از  نزد  چند  کودک  لرزان  پدر  برد
 
کردند دست خویش به سوی خدا بلند
تا بابشان ز دست عدو جان به در برد

دیگر امید آمدن من کسی نداشت
یک  تن  نبود  در  بر  آنان  خبر  برد

ای دادگر! خدای غیور، این روا مدار
تا نام پاک مادر ما، بی پدر برد

[ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1396 ] [ 14:31 ] [ مهدي خلفی ]

[ یک نظر ]

 

شعر شهادت امام صادق,اس ام اس شهادت امام صادق

25 شوال مصادف با شهادت امام صادق (ع)

 

شهادت امام صادق (ع) در 25 شوال سال 148 هجری قمری، در 65 سالگی، به دستور منصور دوانیقی، خلیفه ستمگر عباسی، به وسیله سمی که به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدینه اتفاق افتاد. محل دفن امام صادق (ع)  قبرستان بقیع است.

مرثیه مجسم
بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم می زند. ملائک، کوچه پس کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری می گردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛ اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، ‌قلب سپیدش را هزارپاره کرده است.

به ستاره ها بگویید دیگر ماه صادقانه شان طلوع نخواهد کرد!

شب های تیره عراق آرام بگیرند که دیگر مأمورین سیاهدلِ عباسی، از دیوارهای خانه ولایت بالا نمی روند و جانشینِ خدا را از سجاده نماز، با سروپای برهنه به دربارِ جور نمی برند!

امشب کوچه های مدینه داغدارند و بقیع، چشم‌انتظار آخرین مسافر خویش است. بقیع، بقعه ای خاموش و تاریک؛ بقیع، آشنایی غریب؛ بقیع، مزار بی چراغ و فانوسی که مظهر مظلومیت هزار و اندی ساله است. در بقیع، روضه لازم نیست، خودش مرثیه مجسم است...

اشعار شهادت امام جعفر صادق , شهادت امام جعفر صادق

شهادت امام صادق (ع)


آوایی حزین
صدای سفر می ‏آید. مردی از تبار نور و عرفان، به آوایی حزین، نغمه خداحافظی می‏ خواند و کوچه‏ های غربت دنیا، زیر گام‏هایش سر خم کرده ‏اند تا عبور تمام صداقت را در خویش احساس کنند.

به راستی دوزخ دنیا برای مردان بهشتی، تنگنای سیاه و تاریکی است که جز پریدن مرغ روحشان چاره ‏ای دیگر نیست و امشب، امام صداقت و مهرورزی، به بالاترین قله حقیقت قدم می‏ گذارد و زهر کینه در جویبار سرخ اندام مبارکش، تلنگری برای پرواز او تا عرش خواهد شد.

امشب، اذان که می ‏گویند، گلدسته‏ های شهر در سوگش کمر خم می‏ کنند تا تعظیم رکوع نماز را دلشکسته‏ تر از همیشه زمزمه کنند. چه سنگین است خاموشی شمعی که پروانگان عشق را به دور حریم خویش، عشق‏ورزی می‏ آموخت....

بس که از سوز دل پروانه گریانم چو شمع         اشک می‏ریزد سحر هر شب به دامانم چو شمع

 آه ای بخت‏سیه بگذار یک شب تا سحر               بر فراز دوست شمعی بر فروزانم چو

اشعار شهادت امام جعفر صادق , شهادت امام جعفر صادق

 

دل نوشته های شهادت امام صادق (ع)

 

باغستان روشن نور
هنوز کوچه های مدینه از خاطره گام های آهسته تو سرشار است.

هنوز سایه های آرام شب، از وزش نسیم حضور تو بیدارند.

هنوز خانه های بی نور و تهی از عطر مهر مادر و پدر، به لحن دلگشای تو مشتاق مانده است. کسی چه می دانست که آن شعر شبانه نان و طعام، از قلب غزل سرای نوازش توست که می تراود؟!

دریغا که تا بودی و هرم حضورت را به گمنامی اما به عشق، به خلق خدا پیشکش می کردی، از ادراک تو محروم ماندند! حالا پس از رفتن تو، یک شهر به اندازه همه آن چشیدگان جرعه های تو، تنهایی خویش را مرثیه می خواند و مویه می کند.

آن دلگرمی که در یأس فروتن دل ها از جانب تو می دمید و شفافیت آب را به روان خشک و خسته آنها می بخشید، حالا از دست رفته است و تو پرواز کرده ای به آشیانه مرغان بهشت. وقتی زبان می گشودی، گره فرو بسته صدها هزار پرسش بی امان می گشود و دفتر پربرگ ندانسته های اندیشه انسان، سطر به سطر، از واژه های معرفت و بلوغ، هستی می گرفت.

این کاروان بلند علم است که از باغستان روشن دریافت های تو آغاز شده و تا مرز تیرگی های جهل آدمی، توشه های دانایی و حکمت را روانه کرده است.

آن امیر ایمان آوردگان و معرفت شناسان بود که سرود و اینک تو که با صلابت و یقین، «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» را باز می خوانی و می خوانی.

ای امیر فضل و بزرگی و هنر!

تاریخِ پُرحجم روایت و نقل، به آن ده ها هزار جست وجوگر و راوی سخن های جانانه تو که در خویش دارد، به خود می بالد؛ به آن مرواریدهای نهفته کلامت که در حافظه دیرینه خویش، عزیزانه محفوظ داشته است.

ای صادق آل نبی! اکنون ماییم و میراث فاخر سخن های تو که بسان گنجینه رشد و آسمانی شدن، ما را و همه را و همیشه را فرا می خواند.

 

گردآوری:بخش مذهبی بیتوته

[ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1396 ] [ 14:30 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

تولد امام صادق,هفده ربیع الاول ولادت امام صادق

هفدهم ربیع الاول مصادف است با میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

 

در هفدهم ربیع الاول، فرشتگان عرش، در انتظارند تا سرزمین مدینه از درخشش ششمین آفتاب امامت، منور شود.

 در خانه امام محمد باقر علیه‏السلام، چشمه چشم ‏های منتظر می‏جوشد تا از دیدن رخسار کودکی یوسف ‏جمال، زلال شود.

عاقبت، انتظار به پایان می ‏رسد. ششمین حجت خدا چشم برجهان می‏ گشاید.

برای رسیدن به حضرت دوست. حدیث زیبایش هنوز در صحیفه روزگار می‏ درخشد که فرمود: «ما برگزیدگان خدا، راه روشن به سوی خدا و صراط مستقیم هستیم». آری، خاندان نبوت، چراغ ‏های هدایت انسان‏ هایی هستند که به دنبال سرزمین نور و روشنایی ‏اند.

وجب به وجب زمین مدینه، عطر ملکوت گرفته است.

ملائک، بال گسترده ‏اند بر خاک راه تو تا پابوس احیاگر آیین محمدی صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله باشند.

امروز، روز میلاد مشق دانایی است؛ روز تحریر حکمت و شکفتن معرفت.

ای صادق آل پیامبر!

با بیانی بلیغ و کلامی فصیح، زبان رسای اسلام بودی.

با سخنانی حکیمانه، منطقی استوار و علمی سرشار، برگزیده روزگار بودی و بنده شایسته پروردگار!

تجسّم صبر و اخلاص بودی؛ چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری، نام‏آور فراست و شجاعت و جلوه هیبت و جلالت.

چهره فروزان اهل بیت بودی، و وارث علوم رسالت.

از سلاله پیامبران بودی؛ عطر و بوی پیامبر را می‏ دادی و مهابت و شکوه او را داشتی!

ای خورشید مدینه دانش! کدام معلمی را می ‏توان نام برد که به اندازه تو، تربیت یافته مکتب عترت داشته باشد؟

کدام حوزه است که شاگردیِ تو، بر سر درِ آن نقش نبسته است؟

کدام فقیه است که خوشه‏ چین خرمن حدیث تو نیست؟

 

منبع:tebyan.ne

[ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1396 ] [ 14:29 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

زندگینامه امام صادق,امام صادق,شهادت امام صادق

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی  کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی  اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .

زندگینامه امام صادق, امام صادق, شهادت امام صادق

عصر امام صادق ( ع )

عصر امام صادق ( ع ) يکی از طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سو اغتشاشها و انقلابهای پياپی  گروههای مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين ( ع ) رخ مي داد ، که انقلاب "ابو سلمه " در کوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليکن سرانجام بنی عباس با تردستی و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی اميه به بنی عباس طوفاني ترين و پر هرج و مرج ترين دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود . و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ايده ئولوژيها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نيز روابط مراکز اسلامی با دنيای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجانی برای فهميدن و پژوهش پديد آورده بود . عصری که کوچکترين کم کاری يا عدم بيداری و تحرک پاسدار راستين اسلام ، يعنی  امام ( ع ) ، موجب نابودی  دين و پوسيدگی تعليمات حيات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون مي شد . اينجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت . پيشوای ششم در گير و دار چنين بحرانی مي بايست از يک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بي دينی و کفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفای وقت جلوگيری کند . علاوه بر اين ، با نقشه ای  دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودی  برهاند ، شيعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پيشين ، آخرين رمقها را مي گذراند ، و آخرين نفرات خويش را قربانی مي داد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفی  بودند ، و يا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حکومت جديد هم در کشتار و بي عدالتی دست کمی از آنها نداشت و وضع به حدی  خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی ياران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانکه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند . "جابر جعفي " يکی  از ياران ويژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام دادن امری به سوی کوفه مي رفت . در بين راه قاصد تيز پای امام به او رسيد و گفت : امام ( ع ) مي گويد : خودت را به ديوانگی بزن ، همين دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش به خاطر ديوانگی منصرف شد . جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مي باشد مي گويد : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت ... او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سينه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگويم و نزديک است ديوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی  محمد بن علی بکذا وکذا ... ، ( يعنی امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، يا روايت کرد ) . آری ، شيعه مي رفت که نابود شود ، يعنی اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و به صورت اسلام بنی اميه ای يا بنی عباسی خودنمايی کند . در چنين شرايط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احيا و بازسازی  معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظيمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های  گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر يک از اينان از طرفی  خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث دينی  و علمی و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند . تأسيس چنين مکتب فکری  و اين سان نوسازی و احياگری تعليمات اسلامی ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفری ( تشيع ) مشهور گردد . ليکن طولی نکشيد که بنی عباس پس از تحکيم پايه های حکومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بنی اميه را پيش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگي ناپذير و انقلابيی بنيادی در ميدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وی قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستين کرد .

زندگینامه امام صادق, امام صادق, شهادت امام صادق

جنبش علمي

اختلافات سياسی بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقايد مادی و نفوذ فلسفه يونان در کشورهای اسلامی ، موجب پيدايش يک نهضت علمی گرديد . نهضتی که پايه های آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتی  لازم بود ، تا هم حقايق دينی را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلی بيرون کشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد دهری و مادی مانند "ابن ابی العوجاء" و "ابو شاکر ديصاني " و حتی "ابن مقفع " معروف است . به وجود آمدن چنين نهضت علمی در محيط آشفته و تاريک آن عصر ، کار هر کسی  نبود ، فقط کسی شايسته اين مقام بزرگ بود که مأموريت الهی داشته باشد و از جانب خداوند پشتيبانی  شود ، تا بتواند به نيروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غيب ارتباطدهد ، حقايق علمی را از دريای بيکران علم الهی به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد . تنها وجود گرامی  حضرت صادق ( ع ) مي توانست چنين مقامی داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گيری از سياست و جنجالهای سياسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احکام و تعليم و تربيت مسلمانان کمر همت بر ميان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايی دانش و ترويج احکام و تربيت شاگردانی بود که هر يک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در "خودشناسي " و "خداشناسي " مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم کوشيدند . در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - کلام و حکمت اسلامی رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش يافتند . همزمان با نهضت علمی و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ، منصور خليفه عباسی که از راه کينه و حسد ، به فکر ايجاد مکتب ديگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری  استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشه چينی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدين جهت منصور مدرسه ای در محله "کرخ " بغداد تأسيس نمود . منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز مالک را - که رئيس فرقه مالکی است - بر مسند فقه نشاند ، ولی اين مکتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانکه بايد انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادی تربيت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی  در جهان گرديد . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبيعی و ... آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی يا دستورهای دينی است که از سوی خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحی رسيده است . بر خلاف ساير فرقه ها که بر مبنای عقيده و رأی و نظر خود مطالبی را کم يا زياد مي کردند ، فقه جعفری  توضيح و بيان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقيه تر از جعفرالصادق کسی را نديده ام و نمي شناسم . فتوای بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست - در روزگار ما - خود اعترافی  است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب ديگر . و اينها نتيجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتی کسانی که از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است . نمونه ای از بيانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکيم است ، به يکی از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود که در کتابی به نام "توحيد مفضل " هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندی که موضوع کتاب "اهليلجه " است نيز نکات حکمت آموز بسياری  دارد که گوشه ای از دريای بيکران علم امام صادق ( ع ) است . برای شناسايی استاد معمولا دو راه داريم ، يکی شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربيت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احاديث زيادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی  قطره ای از دريا را نمي توانيم به دست دهيم مگر "نمی از يمي " . اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بوده اند ، يکی از آنها "جابر بن حيان " است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود که به وسيله طرفداران بنی اميه به قتل رسيد . جابر بن حيان پس از قتل پدرش به مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی کرد . جابر يکی  از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمی تأليفات زيادی دارد ، و در رساله های  خود همه جا نقل مي کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا حديث کرد . از اکتشافات او اسيد ازتيک ( تيزآب ) و تيزاب سلطانی و الکل است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران "رنسانس اروپا" در حدود 300رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های برلين و پاريس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65سال بود . از جهت اينکه عمر بيشتری نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه " موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم ( ع ) منتقل گرديد . ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است که بزرگترين فرزند امام بوده و پيش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وی  قائلند .

زندگینامه امام صادق, امام صادق, شهادت امام صادق

خلق و خوی حضرت صادق ( ع )

حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای  اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود . با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام مي داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی  مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم . ابن خلکان مي نويسد : امام صادق ( ع ) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک مي گويد : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير کرد ، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد ، صدا در گلويش گير مي کرد . به او گفتم : ای پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويی لبيک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک ، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيک ولا سعديک .

[ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1396 ] [ 14:27 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

امام در سالهاي آخر عمر خود شديداً لاغر و ضعيف شده بود و به تعبير يکي از افرادي که امام را درآن روزگار ديده بود از او چيزي نمانده بود جز سرش، کنايه ازاينکه بدن کاملاً فرسوده ونحيف شده بود. سراسرزندگيش به دشواري وسختي ورنج آفريني گذشته بود. ودرسالهاي آخر عمربر ميزان محدوديت واحضار وتهديد او اضافه مي شد که اين خود بر خستگي ورنجش مي افزود.

روزي منصور به وزير دربارش « ربيع » گفت همين اکنون جعفربن محمد (امام صادق( عليه السلام)) رادراينجا حاضر کن .

ربيع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( عليه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندي به آنحضرت رو کرد وگفت:

« خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آيا درمورد سلطنت من اشکال تراشي مي کني ؟»

امام: آنکس که چنين خبري به تو داده دروغگو است ...

ربيع ميگويد: امام صادق( عليه السلام) راديدم هنگام ورود لبهايش حرکت مي کند، وقتي که کنارمنصور نشست، لبهايش حرکت مي کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر مي شد .

وقتي که امام صادق( عليه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض کردم:

وقتي که شما وارد برمنصور شديد منصور نسبت به شما بسيار خشمگين بود ولي وقتي که نزد او آمدي ولبهاي تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهايتان را به چه چيز حرکت مي دادي ؟ 

امام صادق( عليه السلام) فرمود : لبهايم رابه دعاي جدم امام حسين ( عليه السلام) حرکت مي دادم وآن دعا اين است :

يا عُدَّتي عِندَ شِدَّتي وَيا غَوثِي عِندَ کُربَتي اَحرِسنِي بِعَينِکَ الَّتي لا تَنامُ وَاکَنِفنِي بِِرُکنِکَ الذَّي لايُرام

« اي نيرو بخش من هنگام دشواريهايم واي پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن ومرا درسايه رکن استوار وخلل ناپذيرت قراربده »

آتش کشيدن خانه امام صادق(عليه السلام)

مفضّل بن عمر مي گويد: منصور دوانيقي براي فرماندار مکه ومدينه حسن بن زيد پيام داد: خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواين دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( عليه السلام) را سوزانيد که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( عليه السلام) آمد ومیان آتش گام برمي داشت ومي فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّري اَنا بنُ اِبراهِيمَ خَليلِ اللهِ

« منم فرزند اسماعيل که فرزندانش مانند رگ وريشه دراطراف زمين پراکنده اند منم فرزند ابراهيم خليل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»

برنامه قتل امام صادق (عليه السلام)

سرانجام منصور نتوانست پيشرفت امام را ببيند و عظمت او را تحمل نمايد. طرح قتل او را از طريق مسموم کردن تهيه نمود.

اين نکته راناگفته نگذاريم که بني عباس درس مسموم کردن امامان رااز پيشوايان راستين خود، يعني بني اميه آموختند. معاويه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکرياني دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود ميداد.

منصور توسط والي خود درمدينه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حيله گرانه به گريه وزاري وعزاداري او پرداخت.  اينکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جاي شکي براي ما نيست، زيرا که خود بارها گفته بود که او چون استخواني درگلويم گير کرده است.

شايد منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولي چه مي توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعيت. مگر هرکسي ميتواند ازآن بگذرد؟ امرشهادت او را توسط منصور، برخي چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدليل ابراز تأسف منصور ازمرگ او  وهم گفته اند که اين امر خلاف تحکيم پايه هاي حکومت او بود.  ديگران هم همين افکار راداشته اند  ويا برخي ديگر ازآن به ترديد ياد کرده اند. ولي باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهديد منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم مي شود بني عباس چون بني اميه درخط امام کشي بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند. آري او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتي بود.

گردآوری: بخش مذهبی بیتوته

[ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1396 ] [ 13:57 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

۳۰ شهریور 95 عید سعید غدیر خم [ ١٨ ذوالحجه ] می باشد. همین است و همین است و همین است فقط حیدر امیرالمومنین است عید غدیر خم تبریک و تهنیت باد.

[ یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1395 ] [ 14:29 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

 نام شریفشان : علی

پدر بزرگواریشان : امام موسى کاظم علیه السلام

مادر گرامیشان : بانویى مكرّمه به نام نجمه يا تكتم است، وى پس از ولادت حضرت رضا طاهره - پاكيزه - نام گرفت.  وى بانویى عفيف و خردمند و از اشراف عجم بوده است.

 در روايت است كه جناب تكتم مادر حضرت رضا علیه السلام  فرمود: مرا با دايه‏اى كمك دهيد (تا در شيردادن حضرت رضا علیه السلام كمكم كند) پرسيدند: آيا شير كم است؟ گفت: نه، ولى من اذكار و نمازهایى دارم كه پس از تولّد ايشان از آن كاسته شده است.

 کنیه ها: ابوالحسن و ابوعلی

 القاب حضرت:  

رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین و عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد."

تاریخ تولد:  ولادت آن امام همام را مشهور محدثان و مورخان در 11 ذالقعده سال 148 ه.ق دانسته‏اند و اين همان سالى است كه حضرت صادق‏ از دنيا رحلت کردند ولى برخى تولد حضرت رضا علیه السلام را پنج سال بعد از رحلت حضرت صادق‏ نگاشته‏اند.

مادر بزرگوار آن حضرت جناب نجمه گويد: من هنگام باردارى به پسرم علی، احساس سنگينى نمى‏كردم، به هنگام خواب از درون خود، صداى ذكر خداوند مى‏شنيدم به گونه‏اى كه هراسناك مى‏شدم، چون او را به دنيا آوردم دست و پا را بر زمين نهاد ، سر به آسمان بلندکرد و مانند كسى كه سخنى مى‏گويد، لب هايش حركت مى‏كرد.

 حضرت موسى بن جعفر چون فرزند خويش را ديد ، فرمود: «هنيئاً لك يا نجمه كرامه ربّك» (اى نجمه، بزرگداشت خداوند گراميت باد). سپس نوزاد را در پارچه‏اى سفيد پوشانده به حضرت دادند، حضرتش در گوش راست فرزند خويش اذان و در گوش چپ وى اقامه گفت و آب فرات طلبيد و با آن از او كام برداشت و به مادرش فرمود: «خُذيهِ فَاِنَّهُ بَقِيّه اللهِ تَعالى فى اَرْضِهِ» (بگير او را كه او باقي مانده الهى در زمين خداوند است).

 حضرت كاظم‏ بعد از تولد امام رضا به مادر حضرت رضا لقب طاهره يعنى پاكيزه داد.

حضرت موسى بن جعفر به فرزندان خويش مى‏فرمود:

 اين برادر شما علی بن موسى، عالم آل محمّد است، در مورد دين خود از او بپرسيد و آن چه مى‏گويد حفظ كنيد، من از پدرم جعفر بن محمد بارها شنيدم كه به من مى‏گفت: »اِنّ عالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَفى صُلْبِكَ وَ لَيْتَنى اَدْرَكْتُهُ فَاِنَّهُ سَمِىُّ اَميرِالمُؤْمِنينَ علی« يعنى عالم آل محمد در نسل توست، اى كاش من او را مى‏ديدم، او همنام اميرالمؤمنين، علی‏ است.

 محل تولّد:  مدينهي منوّره

 فرزند:  در ميان مورخان و محدثان در مورد تعداد فرزندان حضرت رضا اختلاف است، بسيارى حضرت جوادعلیه السلام را تنها فرزند حضرت رضا علیه السلام مى‏دانند همانند شيخ مفيد (قدس سره) و ابن شهر آشوب ولى برخى فرزندان ديگرى براى حضرت شمرده‏اند،  از جمله دخترى به نام فاطمه. ولى برخى روايات، تك فرزندى حضرت را تأييد مى‏كند. مردى به نام حنان بن سَدير گويد: به حضرت رضا عرض كردم: آيا مى‏شود امام بدون فرزند و جانشين باشد؟ حضرت فرمود: نه، و بدان كه مرا جز يك فرزند نخواهد بود، ولى خداوند به او فرزندان فراوانی عطا می کند.

 حاكمان زمان حضرت: منصور دوانيقى، مهدى عباسى، هادى عباسى، هارون الرشيد، محمد امين، مأمون عباسى

 تاريخ ولايت عهدى:  رمضان سال 201 ه.ق (به اجبار مامون عباسی)

 مدت عمر حضرت: بنا بر روایت مشهور 55 سال

 تاريخ شهادت:  وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته انداما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق) است.

 قاتل حضرت: مأمون عباسى به وسيلهي زهر

 مرقد حضرت: مشهد مقدس

در روايات متعددى از پيامبر اكرم‏ واميرالمؤمنين و حضرت صادق علیه السلام به وجود آن امام همام و همچنین به شهادت مظلومانه ايشان و مرقد شريف آن حضرت در خراسان و ثواب فوق العادهي زيارت ايشان اشاره شده است.

http://razavitv.aqr.ir

[ چهارشنبه دهم شهریور 1395 ] [ 12:25 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]

تاريخچه تفصيلى


مهمترين پايگاه شيعيان شيفته و عاشقان دل سوخته حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمكران، در شش كيلومترى شهر مذهبى قم است. مطابق آمار، همه ساله، بيش از پانزده ميليون عاشق دل باخته، از سر تا سر ميهن اسلامى و جهان، در اين پايگاه معنوى، گرد مى آيند، نماز تحيّت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف، را در اين مكان مقدس به جاى مىآورند، با امام غايب از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، رازِ دل می گویند، استغاثه مى كنند، نداى «يا بن الحسن!» سر مى دهند، از مشكلات مادّى و معنوى خود سخن مى گويند، با دلى خونبار، از طولانى شدن دوران غيبت، شكوهها مى كنند.
آنان كه از شناخت عميقترى برخوردارند، به هنگام تشرف به اين پايگاه ملكوتى، همه حوائج شخصى خود را فراموش مى كنند و همه مشكلات دست و پاگير زندگى را به فراموشى مى سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجى بشر، امام ثانى عشر، حضرت ولى عصر، روحى و ارواح العالمين فداه» را مسئلت مى كنند؛ زيرا، اگر اين حاجت برآورده شود، ديگر مشكلى نخواهد ماند، و اگر اين حاجت روا نشود، حلّ ديگر مشكلات، مشكل اساسى را حل نخواهد كرد.

 

* * *
تاريخچه مسجد مقدس جمكران


آن چه مسلم است، اين است كه اين مسجد، بيش از يك هزار سال پيش به فرمان حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، در بيدارى، نه در خواب تأسيس گرديد و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شيعيان و پايگاه منتظران و تجلّیگاه حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) بوده است.
علامه بزرگوار، ميرزا حسين نورى، (متوفاى 1320 هجري) در كتاب ارزشمند نجم الثاقب كه به فرمان ميرزاى بزرگ، آن را تأليف كرد و ميرزاى شيرازى، در تقريظ خود، از آن ستايش فراوان كرد و نوشت: «براى تصحيح عقيده خود، به اين كتاب مراجعه كنند تا از لمعانِ انوار هدايتاش، به سر منزل يقين و ايمان برسند» تاريخچه تأسيس مسجد مقدس جمكران را به شرح زير آورده است:
شيخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمي، معاصر شيخ صدوق، در كتاب تاريخ قم از كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين ـ از تأليفات شيخ صدوق ـ بناى مسجد جمكران را به اين عبارت نقل كرده است:

شيخ عفيف صالح حسن بن مثله جمكراني می گويد:
شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارك رمضان 373 هجري، در سراى خود خفته بودم كه جماعتى به درِ سراى من آمدند. نصفى از شب گذشته بود. مرا بيدار كردند و گفتند: «برخيز و امر امام محمد مهدى صاحب الزمان ، صلوات الله عليه را اجابت كن كه ترا مىخواند».
حسن بن مثله مى گويد: «من، برخاستم و آماده شدم» چون به در سراى رسيدم، جماعتى از بزرگان را ديدم. سلام كردم. جواب دادند و خوش آمد گفتند و مرا به آن جايگاه كه اكنون مسجد (مقدس جمكران) است، آوردند».
چون نيك نگاه كردم، ديدم تختى نهاده و فرشى نيكو بر آن تخت گسترده و بالشهاى نيكو نهاده و جوانى سى ساله، بر روى تخت، بر چهار بالش، تكيه كرده، پير مردى در مقابل او نشسته، كتابى در دست گرفته، بر آن جوان مى خواند.
بيش از شصت مرد كه برخى جامه سفيد و برخى جامه سبز بر تن داشتند، برگرد او روى زمين نماز مى خواندند.
آن پير مرد كه حضرت خضر (علي نبينا و آله و عليه السلام) بود، مرا نشاند و حضرت امام (عليه السلام) مرا به اسم خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: «تو، چند سال است كه اين زمين را عمارت مىكنى و ما خراب مىكنيم. پنج سال زراعت كردى و امسال ديگر باره شروع كردي، عمارت ميكني، رخصت نيست كه تو ديگر در اين زمين زراعت كني، بايد هرچه از اين زمين منفعت بردهاي، برگرداني تا در اين موضع مسجد بنا كنند».
به حسن بن مسلم بگو: «اين جا، زمين شريفي است و حق تعالي اين زمين را از زمينهاي ديگر برگزيده و شريف كرده است، تو آن را گرفته به زمين خود ملحق كردهاي! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبّه نشدهاي! اگراز اين كار بر حذر نشوي، نقمت خداوند، از ناحيهاي كه گمان نميبري بر تو فرو ميريزد».
حسن بن مثله عرض كرد: «سيّد و مولاي من! مرا در اين باره، نشاني لازم است؛ زيرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دليل نميپذيرند».
امام (عليه السلام) فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در اين جا علامتي ميگذاريم كه گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سيّد ابوالحسن، و بگو تا برخيزد و بيايد و آن مرد را بياورد و منفعت چند ساله را از او بگيرد و به ديگران دهد تا بناي مسجد بنهند، و باقي وجوه را از رهق به ناحية اردهال كه ملك ما است، بياورد، و مسجد را تمام كند، و نصفِ رهق را بر اين مسجد وقف كرديم كه هر ساله وجوه آن را بياورند و صرف عمارت مسجد كنند.
مردم را بگو تا به اين موضع رغبت كنند و عزيز بدارند و چهار ركعت نماز در اين جا بگذارند: دو ركعت تحيّت مسجد، در هر ركعتي، يك بار «سورة حمد» و هفت بار سورة «قل هو الله احد» (بخوانند) و تسبيح ركوع و سجود را، هفت بار بگويند.
و دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر اين نسق كه در (هنگام خواندن سورة)حمد چون به «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» برسند، آن را صد بار بگويند، و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. ركعت دوم را نيز به همين طريق انجام دهند. تسبيح ركوع و سجود را نيز هفت بار بگويند. هنگامي كه نماز تمام شد، تهليل (يعني، لا إله الاّ الله) بگويند و تسبيح فاطمة زهرا(عليها السلام) را بگويند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پيغمبر و آلاش، صلوات الله عليهم، بفرستند».
و اين نقل، از لفظ مبارك امام (عليه السلام) است كه فرمود:
«فَمَنْ صلاّهما، فكأنّما صلّي في البيت العتيق».
هركس، اين دو ركعت (يا اين دو نماز) را بخواند، گويي در خانة كعبه آن را خوانده است.
حسن بن مثله ميگويد: «در دل خود گفتم كه تو اين جا را يك زمين عادي خيال ميكني، اين جا مسجد حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) است».
پس آن حضرت به من اشاره كردند كه برو!
چون مقداري راه پيمودم، بار ديگر مرا صدا كردند و فرمودند: «در گلّة جعفر كاشاني چوپان بُزي است، بايد آن بز را بخري. اگر مردم پولش را دادند، با پول آن خريداري كن، و گرنه پولش را خودت پرداخت كن. فردا شب آن بُز را بياور و در اين موضع ذبح كن. آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارك رمضان، گوشت آن بُز را بر بيماران و كساني كه مرض صعب العلاج دارند، انفاق كن كه حق تعالي همه را شفا دهد.
آن بُز، ابلق است. موهاي بسيار دارد. هفت نشان سفيد و سياه، هر يكي به اندازة يك درهم، در دو طرف آن است كه سه نشان در يك طرف و چهار نشان در طرف ديگر آن است».
آن گاه به راه افتادم. يك بار ديگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت روز يا هفتاد روز ما در اينجاييم.
حسن بن مثله ميگويد: «من، به خانه رفتم و همة شب را در انديشه بودم تا صبح طلوع كرد. نماز صبح خواندم و به نزد علي منذر رفتم و آن داستان را با او در ميان نهادم.
همراه علي منذر، به جايگاه ديشب رفتيم. پس او گفت: «به خدا سوگند كه نشان و علامتي كه امام (عليه السلام) فرموده بود، اين جا نهاده است و آن، اين كه حدود مسجد، با ميخها و زنجيرها مشخص شده است».
آن گاه به نزد سيّد ابوالحسن الرضا رفتيم. چون به سراي وي رسيديم غلامان و خادمان ايشان گفتند:
«شما از جمكران هستيد؟» گفتيم: «آري». پس گفتند: «از اول بامداد، سيد ابوالحسن در انتظار شما است».
پس وارد شدم و سلام گفتم. جواب نيكو داد و بسيار احترام كرد و مرا در جاي نيكو نشانيد. پيش از آن كه من سخن بگويم، او سخن آغاز كرد و گفت: «اي حسن بن مثله! من خوابيده بودم. شخصي در عالم رؤيا به من گفت:
«شخصي به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمكران پيش تو خواهد آمد، آن چه بگويد اعتماد كن وگفتارش را تصديق كن كه سخن او، سخن ما است. هرگز، سخن او را ردّ نكن». از خواب بيدار شدم و تا اين ساعت در انتظار تو بودم.
حسن بن مثله، داستان را مشروحاً براي او نقل كرد. سيد ابوالحسن، دستور داد بر اسبها زين نهادند. سوار شدند. به سوي دِه (جمكران) رهسپار گرديدند.
چون به نزديك دِه رسيدند، جعفر شبان را ديدند كه گلهاش را در كنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله، به ميان گله رفت آن بز كه از پشت سر گله من آمد، به سويش دويد. حسن بن مثله، آن بُز را گرفت و خواست پولش را پرداخت كند كه جعفر گفت: «به خدا سوگند! تا به امروز، من اين بز را نديده بودم و هرگز در گلة من نبود، جز امروز كه در ميان گله، آن را ديدم و هرچند خواستم كه آن رابگيرم، ميسّر نشد».
پس آن بُز را به جايگاه آوردند و در آن جا سر بريدند.
سيد ابوالحسن الرضا به آن محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار كرد و منافع زمين را از او گرفت.
آن گاه وجوه رهق را نيز از اهالي آن جا گرفتند و به ساختمان مسجد پرداختند و سقف مسجد را با چوب پوشانيدند.
سيد ابوالحسن الرضا، زنجيرها و ميخها را به قم آورد و در خانة خود نگهداري كرد. هر بيماري صعب العلاجي كه خود را به اين زنجيرها ميماليد، در حال، شفا مييافت.
ابوالحسن الرضا وفات كرد و در محلة موسويان (خيابان آذر فعلي) مدفون شد، يكي از فرزنداناش بيمار گرديد. داخل اطاق شده سر صندوق را برداشت زنجيرها و ميخها را نيافت».

 

 

منبع شناسي مسجد جمكران


منابع تأسيس مسجد مقدس جمكران به فرمان حضرت صاحب الزمان، ارواحنا فداه بر اساس تسلسل زماني، به شرح زير است:
1. نخستين كسي كه اين مطالب را در كتاب خود آورده، ابو جعفر محمد بن علي بن بابويه، مشهور به شيخ صدوق (متوفاي 381هجري) است. ايشان، مشروح آن را در كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين درج كرده است.
باتوجه به اين كه تأسيس اين مسجد در عصر شيخ صدوق ؛ واقع شده، و ايشان در قم زندگي ميكرد، طبعاً همة جزئيات آن را بدون واسطه از حسن بن مثله، و سيّد ابوالحسن الرضا و ديگر شاهدان عيني، شنيده و نقل كرده است.
كتاب مونس الحزين، همانند دهها اثر گران بهاي ديگر شيخ صدوق، در طول زمان، از بين رفته و به دست ما نرسيده است.
2. حسن بن محمد بن حسن قمي، معاصر شيخ صدوق، صاحب كتاب گران سنگ تاريخ قم، شرح آن واقعه را از كتاب شيخ صدوق نقل كرده است.
كتاب تاريخ قم در عصر شيخ صدوق، به سال 378 هجري، در بيست باب به رشتة تحرير درآمده است.
3. حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك قمي، به سال 865 هجري آن را به فارسي ترجمه كرده است.
4. متن عربي كتاب، به دست مولي محمد باقر مجلسي، (متوفاي 1110 هجري) نرسيده، ولي ترجمة فارسي آن به دست ايشان رسيده و احاديث مربوط به قم را در جلد «السماء و العالم» از آن روايت كرده است.
5. سيد نعمت الله جزائري، صاحب انوار نعمانيه (متوفاي 1112هجري) ترجمة فارسي آن را ديده و داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را با خط خود، از آن استنساخ كرده است.
6. شاگرد فرزانة علامه مجلسي، ميرزا عبدالله افندي، (متوفاي 1130هجري) نسخهاي از ترجمة فارسي آن را در بيست باب، در قم مشاهده كرده و گزارش آن را در تأليف گران بهاي خود آورده و تصريح كرده كه اين ترجمه، به سال 865 هجري، به دستور خواجه فخرالدين ابراهيم، انجام يافته است.
7. سيد امير محمد اشرف، معاصر و شاگرد علامه مجلسي، صاحب كتاب فضائل السادات (متوفاي 1145هجري) متن عربي آن را ديده و از آن نقل كرده است.
8. سيد محمد بن محمد هاشم رضوي قمي، به سال 1179 هجري، بنا به خواهش محمد صالح معلم قمي، كتابي در اين رابطه تأليف كرده و آن را خلاصة البلدان نام نهاده است. اين كتاب، احاديث مربوط به شرافت قم و تاريخچة تأسيس مسجد مقدس جمكران رادر بر دارد.
9. شايستة تأمل است كه آقا محمد علي كرمانشاهي، فرزند وحيد بهبهاني، (متوفاي 1216 هجري) به متن عربي تاريخ قم دست رسي داشته و در حاشية خود بر كتاب نقد الرجال تفرشي، شرح حال «حسن بن مثله» و خلاصة داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را به نقل از متن عربي آن آورده است.
10. محقق و متتبع بينظير، ميرزا حسين نوري، موفاي 1320هجري، پس از جست و جوي فراوان، به هشت باب از ترجمة تاريخ قم دست يافته (جنة المأوي، ص 47 و بحار، ج 53، ص 234) و مشروح داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را از ترجمة تاريخ قم، از روي دست خط سيد نعمت الله جزائري، در آثار ارزشمند خود آورده است:
1. جنة المأوي، چاپ بيروت، دار المحجة البيضاء، 1412هجري، ص 42 ـ 46.
2. همان، به پيوست، بحار الانوار، چاپ بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403 هجري، ج 53، ص 230 ـ 234.
3. نجم ثاقب، چاپ تهران، علمية اسلاميه، بيتا، ص 212 ـ 215.
4. كلمة طيبه، چاپ سنگي، بمبئي، 1303 هجري، ص 337.
5. مستدرك الوسائل، چاپ قم، مؤسسة آل البيت : ، 1407 هجري، ج 3، ص 432 و 447.
11. شيخ محمد علي كچويي قمي (متوفاي 1335هجري) مشروح آن را از كتابهاي خلاصة البلدان، نجم ثاقب، كلمة طيّبه، در كتاب ارزشمند أنوار المشعشعين، چاپ قم، كتابخانة آية الله مرعشي، 1423 هجري، ج اول، ص 441 ـ 449 (چاپ سنگي 1327 هجري، جلد اول، ص 184 ـ 189)، نقل كرده است.
12. حاج شيخ علي يزدي حائري (متوفاي 1333هجري) مشروح آن را در كتاب الزام الناصب، چاپ بيروت، مؤسسة اعلمي، 1397 هجري، جلد دوم، ص 58 ـ 62، به نقل از محدث نوري، از ترجمه تاريخ قم آورده است.
13. همة كساني كه بعد از محدث نوري دربارة تاريخ قم كتاب نوشتهاند، مشروح داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران را از ايشان نقل كردهاند. شيخ محمد حسن ناصر الشريعه، متوفاي 1380 هجري، در تاريخ قم، چاپ قم، مؤسسة مطبوعاتي دار العلم 1342 شمسي، ص 147 ـ 156، يكي از آن افراد است.
14. همة علماي معاصر كه در اين رابطه كتاب نوشتهاند، همانند علامة معاصر آية الله حاج شيخ محمد غروي، در كتاب گران سنگ المختار من كلمات الامام المهدي 7 ، چاپ قم، 1414 هجري، جلد يكم، ص 440 ـ 448، نيز به اين واقعه اشاره كرده است.
15. در اين اواخر، در كتابهاي مستقل و مستندي ـ مانند موارد زير ـ به شرح و بسط داستان تأسيس مسجد مقدس جمكران پرداخته شده است:
1. تاريخ بناي مسجد جمكران
2. تاريخ مسجد مقدس جمكران
3. تاريخچة بناي مسجد جمكران
4. توجه امام زمان به مسجد جمكران
5. توشة مسجد جمكران
6. در بارگاه منتظر
7. در حريم جمكران
8. سيماي مسجد جمكران
9. فيض حضور براي گمشدگان
10. مباحثي چند دربارة مسجد جمكران
11. مسجد مقدس جمكران
12. مسجد جمكران المقدس
13. مسجد صاحب الزمان
14. معجزهاي مسجد جمكران
براي كسب معلومات وسيعتر در مورد آثار ياد شده، به كتابنامه حضرت مهدي (عج) تحت عناوين فوق، مراجعه فرماييد.

 

 

پيشگويي اميرمؤمنان (عليه السلام) از مسجد مقدس جمكران


مطابق نقل خلاصة البلدان از كتاب مونس الحزين شيخ صدوق، اميرمؤمنان (عليه السلام) از مسجد مقدس جمكران سخن گفته است.
محمد بن محمد بن هاشم حسيني رضوي قمي، به تقاضاي مولي محمد صالح قمّي، به سال 1179هجري، دربارة فضيلت شهر قم و تاريخچه تأسيس مسجد مقدس جمكران، كتاب ارزشمندی تأليف و آن را خلاصة البلدان نام نهاده است.
شيخ آقا بزرگ تهراني، اين كتاب را مشاهده كرده و گزارش آن را در الذريعه آورده است.
مرحوم كاتوزيان، اين كتاب را در اختيار داشته که فرازهايي از آن را در كتاب أنوار المشعشعين آورده است.
وي در اين رابطه، حديثي از اميرمؤمنان علی (عليه السلام) آورده كه فرازهايي از آن را در اين جا ميآوريم ( علاقه مندان به تفصيل بيشتر می توانند به كتاب انوار المشعشعين مراجعه نمایند) او ميگويد:
در كتاب خلاصة البلدان از كتاب مونس الحزين ـ از تصنيفات شيخ صدوق با سند صحيح و معتبر، از اميرمؤمنان (عليه السلام) روايت كرده كه خطاب به حذيفه فرمود: «اي پسر يماني! در اول ظهور، خروج نمايد قائم آل محمد (عليه السلام) از شهري كه آن را قم گويند و مردم را دعوت به حق ميكند، همة خلائق از شرق و غرب، به آن شهر روي آورند و اسلام، تازه شود...
اي پسر يماني! اين زمين مقدس است، از همة لوثها، پاك است...
عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. رايت وي بر اين كوه سفيد بزنند، به نزد دهي كهن، كه در جنب مسجد است، و قصري كهن ـ كه قصر مجوس است ـ و آن را «جمكران» خوانند. از زير يك منارة آن مسجد بيرون آيد، نزديك آن جا كه آتش خانة گبران بوده...».
از اين حديث شريف، استفاده ميشود به طوري كه مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقية الله، اروحنا فداه، پايگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدس جمكران نيز در عصر ظهور، جايگاه خاصّي دارد و پايگاه ديگري براي آن حضرت است.
مرحوم كاتوزيان، پس از نقل متن كامل حديث، به شرح و تفسير آن پرداخته، دربارة كوه سفيد و قصر مجوس و ديگر تعبيرهايي كه در حديث شريف آمده و ما به جهت اختصار نياورديم، به تفصيل سخن گفته است.
خوانندگان گرامي، توجه دارند كه احاديث ملاحم، چندان نيازي به تحقيق در سند ندارند؛ زيرا معصومان : كه با سرچشمة وحي مربوط بودند، شخص ديگري نميتوانست خبري بگويد كه صدها سال بعد تحقق پيدا كند.
روزي كه اميرمؤمنان (عليه السلام) به حذيفه از مسجد جمكران خبر ميداد، در سرزمين حجاز، عراق، كمتر كسي نام قم را شنيده بود، لذا ميبينيم كه در احاديث فراواني، به هنگام بحث از قم، به «در نزديكي ري» تعبير شده تا به اين وسيله، موقعيت جغرافيايي شهر قم، براي اصحاب ائمه : روشن گردد.
از اين رهگذر، احتمال نميرود كه احدي از مردم حجاز، نام جمكران را به عنوان يكي دهات قم شنيده باشد.
نكات ريزي كه در مورد قصر مجوس و آتش خانة گبران آمده، مطلبي نبود كه در حجاز و عراق، كسي از آن آگاه باشد.
به هنگام صدور اين حديث از مولاي متقيان (عليه السلام) ، كسي نميتوانست پيش بيني كند كه كنار ده جمكران، در آينده، مسجدي ساخته خواهد شد و با حضرت بقية الله (عليه السلام) كه روز متولد نشده بود، ارتباط خواهد داشت.
هنگامي كه شيخ صدوق، اين حديث را در كتاب مونس الحزين درج ميكرد، بدون ديد، اين مسجد، مناره نداشت.
هنگامي كه صاحب خلاصة البلدان، در قرن دوازدهم، اين حديث را از مونس الحزين نقل ميكرد باز هم مسجد مقدس جمكران، منارهاي نداشت؛ زيرا، براي نخستين بار، در سال 1318 هجري، يك مناره در زاوية جنوب شرقي مسجد ساخته شد.
هنگامي كه مرحوم كاتوزيان، اين حديث را در كتاب انوار المشعشعين مينوشت، مسجد جمكران، فقط يك مناره داشت و تا چند سال پيش نيز به همين منوال بود، ولي در حديث آمده است كه «از زير يك منارة آن، مسجد بيرون آيد».
اين تعبير، صريح است در اين كه به هنگام ظهور حضرت بقية الله ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمكران، بيش از يك مناره خواهد داشت، در حالي كه به هنگام چاپ كتاب 1327 هجري) مسجد، فقط يك مناره داشت.

منبع :سایت جمکرانhttp://www.jamkaran.ir/Page_View.aspx?id=2

 

 

[ چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1395 ] [ 14:0 ] [ مهدي خلفی ]

[ بدون نظر ]